صفحه اصلی
درباره سایت
فراخون مطلب
تماس
پیوندها
مدیریت سایت:نورمحمد آبیار
آرشیو ماهانه
July 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 28, 2007
گرم شدن زمین گریبانگیر جهان در حال توسعه - گفتاری از پروفسور شیلینگ برنده نوبل اقتصاد سال 2005 در دانشگاه صنعتی شریف

log_1.jpgبرنده جایزه نوبل اقتصاد 2005 با هشدار نسبت به تبعات گسترش گازهای گلخانه‌یی در گرم شدن زمین اظهار کرد: تمامی‌ اثرات مخربی که تغییر شرایط جوی به جا خواهد گذاشت، دامن‌گیر نسل‌هایی خواهد شد که در کشور‌های در حال توسعه زندگی می‌کنند، زیرا در حال حاضر حدود سه چهارم جمعیت جهان در این گروه از کشور‌ها ساکن هستند و پیش‌بینی می‌شود که این میزان به هفت هشتم در انتهای قرن برسد. دکتر توماس شلینگ، استاد دانشگاه مریلند و برنده جایزه نوبل اقتصاد 2005 که بامداد شنبه به دعوت دانشگاه صنعتی شریف برای سفری 10 روزه وارد ایران شده است، عصر دوشنبه در نشستی عمومی پیرامون پدیده گلخانه‌یی در دانشگاه صنعتی شریف به سخنرانی پرداخت.
ادامه مطلب

نوشته شده توسط:Abyar در 2:21 PM
| | نظرات شما (1)
 
تحلیلی بر رابطه اندازه مزرعه و بهره وری آن - نورمحمد آبیار

رابطه اندازه مزرعه و بهره وری آن از مباحث مهم در ادبیات اقتصاد کشاورزی است.در دهه هفتاد میلادی صاحبنظران در مورد بهره وری بیشتر اراضی کوچک نسبت به مزارع بزرگ اتفاق نظر داشتند. در واقع این مبحث چنان فراگیر بود و عمومیت داشت که مایکل تودارو اظهار نمود " شواهد دامنه وسیعی از کشورهای در حال توسعه ...........بطورآشکار معین می کند که زارعین کوچک (خرد) در تولید غالب محصولات کشاورزی کاراتر هستند".هم چنین در راستای نظریه پردازی در خصوص سیاستگذاری مباحث اندازه مزرعه و بهره وری آن باری و کلین نیز معتقد بودند که" توزیع مجدد اراضی زراعی میان زارعین خانوادگی یک اقدام سیاسی جذاب برای افزایش تولید و بهبود اشتغال روستائی و برابری توزیع درآمد است"
در سال های نخست .شواهد عملی گسترده در خصوص رابطه معکوس اندازه مزرعه و بهره وری آن ،حمایتهای نظری و منطقی از اصلاحات ارضی ومحوریت مزارع کوچک در استراتژی توسعه تعدادی از کشورهای در حال توسعه ارائه نمود.امادر سالهای اخیر برخی صاحبنظران مباحث نوینی را مطرح نموده اند از جمله اینکه عقب ماندگی تکنولوژیکی به عنوان عامل اساسی رابطه معکوس اندازه مزرعه و بهره وری آن برای مدت مدیدی نمی تواند حقیقت را برای برخی مناطق پنهان نگه دارد. کشاورزی کشورهای در حال توسعه طی سالهای اخیر تحولات و پیشرفتهای زیادی را تجربه کرده است که تاثیرات جدی بر رابطه اندازه مزرعه و بهره وری را نشان می دهند.این تغییرات را می توان بشرح زیر مطرح نمود :
1-فناوری نوین کشاورزی هم در مناطق و هم در محصولات مختلف گسترش و نفوذ یافته است.با گسترش فناوری نوین کشاورزی ، نیروی کار خانوادگی که سابقا به عنوان تعیین کننده اصلی رابطه معکوس اندازه مزرعه و بهره وری شناخته می شد، در تاثیرگذاری بر بهره وری مزرعه اهمیت کمتری پیدا کرد.بعکس مصرف نهاده های نوین مانند کودهای شیمیائی، ارقام پر محصول که زارعین بزرگ دسترسی آسانتری به آنها داشتند، از اهمیت خاصی برخوردار گردیدند.
2- در مواجه با توسعه آبیاری و سایر تسهیلات زیربنائی ، تشکیل سرمایه هم در بخش عمومی و هم در بخش خصوصی افزایش یافته است .
3- فرایند آزادسازی در داخل کشورها و در سطح بین الملل تاثیرات عمیقی از خود بر جای می گذارد. برای مثال حذف یارانه کودهای شیمیائی و سایر نهاده ها بتدریج بر زارعین کوچک در مقایسه با زارعین بزرگ تاثیر بیشتری را برجای می گذارند.هم چنین بخش کشاورزی بتدریج فضای اقتصاد باز را تجربه می کند و روند ادغام آن درا اقتصاد جهانی شتاب بیشتری می گیرد.این تحولات زارعین متوسط و بزرگ را تشویق می کنند تا فعالیت کشاورزی خویش را بطور جدی تر به یک اسلوب علمی و با نگرش اقتصادی تبدیل نمایند و بدین وسیله از قیمتهای بالاتر جهانی کالاها مانند گندم ،برنج و غیره منتفع شوند.
4- در سال های اخیر فرصتهای اشتغال غیر کشاورزی در جوامع روستائی توسعه یافته است که به سهم خود وابستگی کشاورزان خرد و حاشیه نشین را به بخش کشاورزی کاهش می دهد.
5- روابط مالکیت زمین امروزه تغییرات کیفی را شاهد است که آن از جایگزینی نظام مالکیت سهم بری نظام اجاره داری ثابت که در آن در مناطق با کشاورزی توسعه یافته مشاهده می شود.
به عنوان یک نتیجه امروزه روابط زمینداری در مقایسه با دهه های شصت و هفتاد میلادی که مباحث رابطه معکوس اندازه زمین و بهره وری آن حائز اهمیت بود ، عمدتا دارای ماهیت سرمایه داری و تجاری است.بطوریکه که این تحولات و پیشرفتها به حاکمیت هر چه بیشتر روابط سرمایه داری و تجاری در تولید منجر می شود و به موازات آن فرایند تعمیق سرمایه تشدید می گردد.
و تمام این تغییرات یک نگاه تازه و نوین در مباحث اندازه مزرعه و بهره وری آن را گواه می دهد.

نوشته شده توسط:Abyar در 1:37 PM
| | نظرات شما (3)
 
December 27, 2007
معرفی سایت آموزشی شبکه اقتصاد آکادمی آموزش عالی

acadlogo.gifشبکه اقتصاد آکادمی آموزش عالی یکی از 24 شبکه موضوعی است که با هدف توسعه یادگیری و آموزش دانش اقتصاد در سطوح عالی در عرصه دنیای مجازی فعالیت می نماید.این شبکه برای اطمینان خاطر از ارائه خدمات مطلوب ،گروهی از مشاوران را از میان اعضا انجمنها و نهادهای آکادمیک اقتصاد به خدمت گرفته است که فعالیتهای سایت را مدیریت نموده و رویدادهای اقتصادی را رصد می کنند.این سایت از بخش های مختلف و بسیار متنوع تشکیل شده است که می تواند نیازهای آموزشی و علمی دانشجویان و دانش آموختگان اقتصاد و سایر علاقمندان را برآورده نماید.

نوشته شده توسط:Abyar در 1:35 PM
| | نظرات شما (0)
 
December 1, 2007
در باره دکتر موسی غنی نژاد

%D8%BA%D9%86%DB%8C%20%D9%86%D8%B2%D8%A7%D8%AF1.jpgمى توان مدعى شد كه او يكى از شناخته شده ترين اقتصاددانان ايرانى در جامعه ما است و مانند ديگر اقتصاددانان ايرانى دغدغه توسعه و آبادى كشورمان را داشته و در مواقع نياز و ضرورى، تحليل هاى خود را از تصميم گيرى هاى كلان در سطح جامعه و شرايط پيش روى كشور ارائه داده است.
موسى غنى نژاد سال ۱۳۳۰ در تبريز متولد شد. تحصيل در دوره هاى ابتدايى و دبيرستانى را در دبستان خيام و دبيرستان فردوسى سپرى كرد و در سال ۱۳۵۲ ديپلم رياضى گرفت. در همان سال در رشته حسابدارى دانشكده علوم ادارى و مديريت بازرگانى (دانشكده مديريت كنونى) دانشگاه تهران پذيرفته شد. حسابدارى رشته مورد علاقه او نبود و به همين منظور در مقاطع بعدى تحصيلى در رشته اقتصاد يعنى رشته مورد علاقه اش به تحصيل پرداخت ولى با اين حال در دوره ليسانس يكى از استادان برجسته اش دكتر كاتوزيان بوده كه در آن زمان حقوق تدريس مى كرده است.
در دوران تحصيل در دبيرستان بنا به قول خودش دانش آموز متوسط به بالا بوده ولى با اين حال كتابهاى رمان و نمايشنامه خارجى و از جمله كتابهاى كامو، ژان پل سارتر، برتولد برشت و مانيفست ماركس، مانيفست اومانيسم، كتاب انقلاب در انقلاب و همچنين آثار فرانتس فانون و كتاب غربزدگى آل احمد را مطالعه كرده است. به ادبيات كلاسيك ايران هم تعلق خاطر خاصى داشته است.
در سال ۱۳۵۵ عازم پاريس مى شود و تا سال ۱۳۵۷ در مقطع فوق ليسانس رشته پرجذبه آن زمان يعنى رشته اقتصاد توسعه در دانشگاه پاريس مشغول به تحصيل مى شود ولى بعداً متوجه مى شود كه عمدتاً به مباحث تئوريك و نظرى علاقه دارد. «اوايل كار چون اقتصاد توسعه بيشتر به مسائل عقب ماندگى و كشورهاى در حال توسعه مى پرداخت مايل بودم در آن زمينه ادامه تحصيل بدهم.» به اعتقاد او رشته « اقتصاد توسعه » رشته اى توصيفى است تا تحليلى و بعد از اخذ مدرك دكتراى اقتصادى در سال ۱۳۶۴ به مدت چهار سال در زمينه معرفت شناسى علم اقتصاد مطالعه مى كند ولى در رشته دوم از تز دكترايش دفاع نمى كند و بعد از مدتى مطالعاتش را در اين حوزه به صورت كتابى به زبان فارسى درمى آورد و با عنوان «مقدمه اى بر معرفت شناسى علم اقتصاد» در قالب يك جلد به چاپ مى رساند.
او در سالهاى ۵۷ _ ۱۳۵۵ موفق مى شود در مقطع فوق ليسانس اقتصاد و توسعه در دانشگاه پاريس درس بخواند و با وقوع انقلاب به كشور بازگردد و اواخر سال ۱۳۵۹ مجدداً به فرانسه برمى گردد و در رشته اقتصاد توسعه به تحصيل
مى پردازد و از تز «تجارت نفت و مبادله نابرابر» دفاع مى كند. او در آن دوره متأثر از نويسندگان جهان سوم گرا همچون « سميرا مين » و « آندره گوندر فرانك » به اين باور مى رسد كه توسعه نيافتگى كشورهاى جهان سومى به علت رابطه نابرابرى است كه كشورهاى توسعه يافته با جهان سومى ها برقرار كرده اند.اگرچه بعد از مدتى نتيجه مى گيرد كه عقب ماندگى كشورهاى جهان سومى را نمى توان با نظريه مبادله نابرابر توضيح داد و نتيجه مى گيرد كه اشكالات زيادى به اين تئورى وارد است و مبانى آن هم تناقض جدى دارد .و به تدريج گرايش پيدا مى كند كه مطالعاتى در زمينه معرفت شناسى شروع كند. بالاخره هم مى بيند كه نظريه ارزش ماركس از نظر تئوريك كاملاً غلط است و انسجام درونى ندارد و اشكالات مفهومى اساسى دارد و اين اشكالات هم ناشى از يك سوءتفاهم بزرگ راجع به مبانى علم اقتصاد است و از طرف ديگر دلايل ايدئولوژيك دارد.
غنى نژاد مى گويد: « در رساله تجارت نفت و مبادله نابرابر به اين نتيجه رسيدم كه كشورهاى پيشرفته رابطه نابرابرى را با كشورهاى جهان سومى برقرار كرده اند و مازاد اقتصادى كشورهاى جهان سوم از طريق سيستم مبادله بين المللى به كشورهاى متروپل و پيشرفته منتقل مى شود.» در حين مطالعات بعدى متوجه مى شود كه مسائل كشورهاى در حال توسعه عميق تر و ريشه اى تر است. بنابراين به حوزه معرفت شناسى علم اقتصاد گرايش پيدا مى كند.اگرچه او با احترام خاصى به عقايد اقتصاددانان برجسته اى همچون هايك مى نگرد ولى بدون قيد و شرط و به طور كامل پذيراى عقايد و نظريات اقتصاددان و تئوريسين مورد علاقه اش نيست.
«هايك نظريات بسيار مهمى دارد ؛ در حوزه معرفت شناسى علم اقتصاد، نظريه معرفت و سيستم اطلاعاتى بازار او از اهميت خاصى برخوردار است و نظريه دوران ساز او به شمار مى رود. او در اين نظريه مى گويد: بازار يا مكانيزم قيمتها سيستم اطلاعاتى فوق العاده پيچيده اى دارد كه با اطلاع رسانى به توليدكنندگان و مصرف كنندگان موجب مى شود استفاده بهينه و مطلوبى از منابع اقتصادى به عمل آيد و در نتيجه بهره ورى نظام اقتصادى و توليد كالاها، خدمات و رفاه را افزايش دهد

غنى نژاد نسبت به آينده كوتاه مدت اقتصاد كشور ترديد دارد ولى به آينده درازمدت خوشبين است. «من فكر مى كنم كه همه قفل ها كليدى دارند. ما شايد نتوانيم در كوتاه مدت كليد موردنظر را پيدا كنيم ولى بالاخره آن را پيدا مى كنيم.» دکتر غنی نژاد با بیان حديث «حب الوطن من الايمان» ميزان علاقه اش را به كشور ابراز می كند و سپس مى گويد: من هم مثل همه وطنم را دوست دارم و بخشى از «هويت ما» همين «ايرانى بودن ما» است.موسى غنى نژاد، اقتصاددان برجسته ما اما هنوز استاديار دانشگاه صنعت نفت است و باقى ماندن او در اين رتبه دانشگاهى، به مسائل بوروكراسى خاص مرتبط با نحوه ارتقاى رتبه شغلى اعضاى هيأت علمى دانشگاه هاى ما برمى گردد و اينكه يك عضو هيأت علمى بايد سمت هاى اجرايى و ادارى در دانشكده و دانشگاه محل تدريس اش هم داشته باشد تا از امتيازات لازم براى ارتقاى رتبه برخوردار شود و غنى نژاد هم تمايلى به پذيرش سمت هاى اجرايى ندارد و عمدتاً تمايل دارد كه «يك عضو هيأت علمى ساده» باقى بماند.
از دکتر غنی نژاد تا کنون 7جلد کتاب منتشر شده است.از جمله این کتب 1-تجدد طلبی و توسعه درایران 2- آزادی خواهی نافرجام(مشترک با دکتر طبیبیان)3-درباره هایک 4- جامعه مدنی،آزادی،اقتصادوسیاست 5-قانون ،قانونگذاری و آزادی (ترجمه ) 6-مقدمه ای بر معرفت شناسی علم اقتصاد را می توان نام برد.

نوشته شده توسط:Abyar در 9:13 AM
| | نظرات شما (3)