رابطه اندازه مزرعه و بهره وری آن از مباحث مهم در ادبیات اقتصاد کشاورزی است.در دهه هفتاد میلادی صاحبنظران در مورد بهره وری بیشتر اراضی کوچک نسبت به مزارع بزرگ اتفاق نظر داشتند. در واقع این مبحث چنان فراگیر بود و عمومیت داشت که مایکل تودارو اظهار نمود " شواهد دامنه وسیعی از کشورهای در حال توسعه ...........بطورآشکار معین می کند که زارعین کوچک (خرد) در تولید غالب محصولات کشاورزی کاراتر هستند".هم چنین در راستای نظریه پردازی در خصوص سیاستگذاری مباحث اندازه مزرعه و بهره وری آن باری و کلین نیز معتقد بودند که" توزیع مجدد اراضی زراعی میان زارعین خانوادگی یک اقدام سیاسی جذاب برای افزایش تولید و بهبود اشتغال روستائی و برابری توزیع درآمد است"
در سال های نخست .شواهد عملی گسترده در خصوص رابطه معکوس اندازه مزرعه و بهره وری آن ،حمایتهای نظری و منطقی از اصلاحات ارضی ومحوریت مزارع کوچک در استراتژی توسعه تعدادی از کشورهای در حال توسعه ارائه نمود.امادر سالهای اخیر برخی صاحبنظران مباحث نوینی را مطرح نموده اند از جمله اینکه عقب ماندگی تکنولوژیکی به عنوان عامل اساسی رابطه معکوس اندازه مزرعه و بهره وری آن برای مدت مدیدی نمی تواند حقیقت را برای برخی مناطق پنهان نگه دارد. کشاورزی کشورهای در حال توسعه طی سالهای اخیر تحولات و پیشرفتهای زیادی را تجربه کرده است که تاثیرات جدی بر رابطه اندازه مزرعه و بهره وری را نشان می دهند.این تغییرات را می توان بشرح زیر مطرح نمود :
1-فناوری نوین کشاورزی هم در مناطق و هم در محصولات مختلف گسترش و نفوذ یافته است.با گسترش فناوری نوین کشاورزی ، نیروی کار خانوادگی که سابقا به عنوان تعیین کننده اصلی رابطه معکوس اندازه مزرعه و بهره وری شناخته می شد، در تاثیرگذاری بر بهره وری مزرعه اهمیت کمتری پیدا کرد.بعکس مصرف نهاده های نوین مانند کودهای شیمیائی، ارقام پر محصول که زارعین بزرگ دسترسی آسانتری به آنها داشتند، از اهمیت خاصی برخوردار گردیدند.
2- در مواجه با توسعه آبیاری و سایر تسهیلات زیربنائی ، تشکیل سرمایه هم در بخش عمومی و هم در بخش خصوصی افزایش یافته است .
3- فرایند آزادسازی در داخل کشورها و در سطح بین الملل تاثیرات عمیقی از خود بر جای می گذارد. برای مثال حذف یارانه کودهای شیمیائی و سایر نهاده ها بتدریج بر زارعین کوچک در مقایسه با زارعین بزرگ تاثیر بیشتری را برجای می گذارند.هم چنین بخش کشاورزی بتدریج فضای اقتصاد باز را تجربه می کند و روند ادغام آن درا اقتصاد جهانی شتاب بیشتری می گیرد.این تحولات زارعین متوسط و بزرگ را تشویق می کنند تا فعالیت کشاورزی خویش را بطور جدی تر به یک اسلوب علمی و با نگرش اقتصادی تبدیل نمایند و بدین وسیله از قیمتهای بالاتر جهانی کالاها مانند گندم ،برنج و غیره منتفع شوند.
4- در سال های اخیر فرصتهای اشتغال غیر کشاورزی در جوامع روستائی توسعه یافته است که به سهم خود وابستگی کشاورزان خرد و حاشیه نشین را به بخش کشاورزی کاهش می دهد.
5- روابط مالکیت زمین امروزه تغییرات کیفی را شاهد است که آن از جایگزینی نظام مالکیت سهم بری نظام اجاره داری ثابت که در آن در مناطق با کشاورزی توسعه یافته مشاهده می شود.
به عنوان یک نتیجه امروزه روابط زمینداری در مقایسه با دهه های شصت و هفتاد میلادی که مباحث رابطه معکوس اندازه زمین و بهره وری آن حائز اهمیت بود ، عمدتا دارای ماهیت سرمایه داری و تجاری است.بطوریکه که این تحولات و پیشرفتها به حاکمیت هر چه بیشتر روابط سرمایه داری و تجاری در تولید منجر می شود و به موازات آن فرایند تعمیق سرمایه تشدید می گردد.
و تمام این تغییرات یک نگاه تازه و نوین در مباحث اندازه مزرعه و بهره وری آن را گواه می دهد.
|